مصر و ناجیش

به عمر موسی که می نگرم یاد فروغی می افتم و رجال ایران زمانه رضا خان که او را پذیرفتند که بیاید چون قوی بود و اوضاع سیاسی ایران در آن زمان به او نیاز داشت و حال السیسی، رضا خانی است برای مصر . از زمان جنبش فیسبوکی الفیس در مصر در اواخر دهه 90 میلادی تا انقلاب توئیتری مصر و کنار کشیدن مبارک و بعد آمدن مرسی و رقم خوردن بسیاری از حوادث و مشق دموکراسی برای مردم مصر، گویی یک چیز تنها حاصل گشت و آن السیسی بود. گویی همانند فیلم “300 آغاز یک امپراطوری” ژنرال السیسی که به عنوان ناجی مصر قلمداد می شود در چشمه حیات تن می شوید تا زخمها و خستگی حوادث را از تن بشوید و در قالب فرعونی جدید سر بر آورد . اما ناجی همواره به صورت فرمول وار در خاور میانه تبدیل به رهبر می شود .پوتین هم روزی یک ناجی به شمار می آمد و حالا هیتلری است از نوع قرن بیست و یکمیش و حال السیسی افسانه ای آقای موسی مردی که می رود تا تبدیل به قدیسی دیگر شود و قدیس فرمانروایی است تام الاختیار چون هموست که ناجی است و بهتر می داند که چه کند و از مسند پایین نخواهد آمد چون مصر همواره به او نیاز دارد چون او در تقدیر سرزمینش جای دارد. و باز دموکراسی قربانی بی چارگی و توحم شد و آنهمه زحمت مردم مصر ایجاد یک فرعون دیگر را رقم زد. اگر مصر از فرمول ترکیه لائیک استفاده می کرد به صورت ارتش مقتدری که همواره نظارت بر روند اجرای یک دموکراسی دارد از آن جهت که پتانسیل این نوع حکومت را داراست، باز راهی روشن تر در برابر خود داشت اما با انتخاب یک فرد نظامی در مقام رئیس جمهور گویی که همه تلاشها در این سه ساله کشمکش مردم مصر بی نتیجه بوده و ایشان را به نقطه صفر و دوران مبارک برگرداند.

Posted in Uncategorized | Leave a comment

بازگشت

دنیای عجیبی است، حال، گویی که همه چیز حل شده و همه انجام‌ها به سرانجام نزدیک گشته اند. ابراهیم نبوی صحبت بازگشت می‌کند و گویی که ایران دیگر تبدیل به پروستریکای بعد از گورباچف و یلتسین شده یک پروستریکای دیگر درحد قد و قوارهٔ قدرتی در جنوب روسیه، آمادگی برای دوره پسا خامنه‌ای، گویی که جناح بندی هایی جدید پیش می آیند و انگار که دوران همه چیز بسر رسیده دوران غربت نشینیّ را می خواهند که بدرود بگویند اما مگر این غربت نشینیّ خواسته بوده که حالا به ایران بازگشتن لازم است ؟

 توافق ژنو که در واقع یک نوع اعلام شکست نظریات بیمارگونه راه هسته ا‌‌ی ایران بود، امروز اولین جامع‌ عمل خود را بر تن زد. هر چند که رهبر ایران مخالفت خود را با آن طبق روال همیشه نشان داد. سیاستی که اذعان اشتباه بودنش ذهن طرفدارانش را احاطه کرده و خیال اینکه ادامه این وضع به این شکل امکان پذیر نخواهد بود بر ایشان چیره . راهی‌ که سالهای طولانی به طول انجامید و هزینه هایی هنگفت را بر گردهٔ مردم ایران نهاد. سانتریفوژهایی که در زیر زمین‌ها می چرخیدند حالا دیگر پلمب می شوند و تمام هزینهٔ‌های میلیاردی انجام شده گویی که به هیچ رفتند. هزینه‌های بسیار برای نشان دادن قدرت هسته ا‌‌ی و حال اینکه ایران در تمام این سالها قدرت نظامی منطقه بوده و نیاز به مسابقهٔ تسلیهاتی هسته ا‌‌ی نداشته به هر حال ظاهراً تمام شده همه چیز یا به عبارت دیگر بازی‌ تمام شده که عده ای امروز‌ می خواهند برگردند و اما یک چیز همچنان تمام نشده باقی‌ مانده و آنهم همان حقوق عقب افتاده بشر است در ایران. نگاهی‌ به روند اعدامها از ۶ ماه پیش و همینطور دستگیریها خود بیانگر همین امر می‌باشد و سوال اینجاست که حال با وجود اینهمه خطر و عدم آزادی با قوانین غیر انسانی‌ با نگاه تبعیض آمیز به انسان در حکومت ایران با چند مقوله ای کردن او برای عدم پرداخت حقوق اولیه اش به عنوان یک شهروند که در بازهٔ درجهٔ یک و دو سه می گنجد همواره و حتی پیش از این که به دنیا بیاید، آیا باز هم می شود بازگشت و آزاد بود و آزادی را بویید و یا اینکه میشود باز گشت و اما قید آزادی را برای همیشه زد و یا باز هم مبارزه کرد؟  در حالی که همگی خوب می دانیم که خیابان جمهوری اسلامی هیچگاه به آزادی نمی رسد. 

Posted in Uncategorized | Leave a comment

مخالفت با اعدام

از آنجا که قاضی القضات آقای صادق لاریجانی مخالفت با اعدام را مخالفت با اسلام اعلام داشته ، خواستم بگویم که مگر نه این بود که پیامبر اسلام آنگاه که به مکه رسید، آنانی‌ که عمویش را جگر دریده بودند و خام خام تکه ای‌ از آن بر دهان گرفته بودند را بخشودگی عطا کرد و حکم کشتار نداد و قصاص نکرد و عطوفت پیشه کرد که بگوید پیام آور مهر ورزی است و اینک چه شده که ۱۴۰۰ ساله بعد که باید این عطوفت و بخشش به مقتضی زمانه بیشتر گردد، ما به جایی رسیده ایم که می‌کشیم انسانهایی را که جان دارند و از بهر ایشان این جان شیرین است. چراست که اینگونه شده است روزگار سرزمینی که اخلاق مردمانش زبانزد خاص‌ و عام بوده به مهمان نوازی شهره و به زبان شیوا و دلم نشین مشهور بوده. آیا این خواص مردمان پاک نهاد و دین داراست که دین داری باید اینگونه با مرگ آکنده گردد؟ چراست که با تمام این تاریخ بزرگ و باستنی باید در این گاه امروزی در این قرن ۲۱امّ ما به گشتن و اعدام شهره باشیم. دوستی می گفت چگونه است که نام ایران که می‌آید یک فرد خارجی‌ قدری تامل می‌کند و درنگ پیشه می ورزد به آنگاه که میگویم ایرانیم. وی‌ را گفتم که جواب ساده است. وبگاه گوگل را باز کن، واژهٔ ایران را در بالا به جای آدرس اینترنتی‌ وارد کن و بعد واژهٔ ایمیج را بزن چه میبینی‌ ؟ تصاویر اعدام. گفتم حال اگر هر فرد غیر ایرانی‌ ایران را در اینترنت جستجو کند هم همین را می‌بیند پس چگونه میتواند با لبخندی گشاده با روی باز سمتت بیاید آنگاه که می‌بیند تو از کشور همین تصاویر اعدام می‌آیی.

Posted in Uncategorized | Leave a comment

سبزی که بنفش شد

 

خیابانها دوباره شلوغ شدند پر از شور و شوق و شادی. پیروزی بزرگ برای مردم، اکثریت ۵۱ درصدی، انتخاباتی بدون تقلب و اکثریت بالای آرائ آقای روحانی یک بار دیگر مردم ایران شادی را تجربه کردند و حالا سبز‌ها همه بنفش رنگ شده اند شعارهای “احمدی با‌ی با‌ی” و” روحانی یادت باشه موسوی باید باشه ” تمامی فضا را پر کرده بودند شعار‌هایی‌ که حتی در اولین کنفرانس خبری آقای‌ روحانی بعد از پیروزی در انتخابات شنیده شدند. پیروزی روحانی در فاز اول نتیجه حرکت یکبارهٔ آقای عارف و انصراف ایشان از نامزدی انتخابات بود که شانس و انگیزهٔ مردم برای شرکت در این انتخابات را بیشتر کرد و از سوی دیگر وعده‌های آقای روحانی جهت بهبودی اوضاع بد اقتصادی در وضعیت فعلی و ایجاد فضای باز تر سیاسی‌ می‌باشد و مشارکت ۵۱ درصدی مردم نشان داد که این میزان مخالف ادامه‌ی وضعیت موجود هستند و به نوعی اعتراض خود را به نظام حاکم نشان دادند پروندهٔ آقای روحانی پروندهٔ مشخصی‌ نیست اما ایشان نشان داده اند که مذاکره کنندهٔ خوبی هستند. زبان انگلیسی‌ خوب می‌دانند چرا که در انگلستان درس خوانده اند و با دیپلماسی اشنا هستند و اما محدودیت‌های قوهٔ مجریه در ایران از ۴ سال پیش بسیار بیشتر شده سپاه از یک سو و بیت رهبری از سوی دیگر و مجلس و قوهٔ قضائیه که نهاد‌های منتقد دولت احمدی نژاد بودند میتوانند تیغ برنده تری در مورد دولت آقای روحانی داشته باشند 

دولت ایشان چالشهای بسیاری پیش رو دارد در درجه اول مسائل هسته ای ایران و بحران بزرگی‌ که باعث ایجاد تحریم‌های کمر شکن شده از جهت دیگر بهبود وضعیت اقتصادی و مسئاله مهم بعدی آزادیهای اجتماعی و سیاسیو رسیدگی به وضعیت زندانیان سیاسی و وضعیت حقوق بشر و رهبران محصور جنبش سبز می‌باشد با روی کار امدن دولت اصلاحات در زمان آقای خاتمی در واقع نسیمی از آزادی بر فضایی سیاسی و اجتماعی ایران وزیده شد اما جریانهایی مانند جریان کوی دانشگاه روند ایجاد اصلاحات سیاسی و اجتماعی را کند کرد تا جای که فضایی امینتی بر کشور حاکم گشت فضایی که با ایجاد جنبش مردمی سبز که در تاریخ حکومت جمهوری اسلامی بزرگترین حرکت مخالف نظام بود شدت گرفت و تا پایان دوره دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد هم ادامه داشت و حالا با ورود آقای روحانی این فاصله عظیم از جدایی مردم و نظام می ماند و آقای روحانی که باید به صورتی‌ این فاصله‌ها را با رسیدگی به وضعیت آشفتهٔ موجود بهبود بخشد. کار بسیار دشواری که به آسانی‌ میسر نمی گردد با توجه به موانع موجود و صاحبان قدرتی که در مقابل قوه مجریه قرار گرفته اند

Posted in Uncategorized | Leave a comment

ما نسل زخم خورده

احساس می‌کنم چنان زخمی از انتخابات سال ۸۸ برداشته ایم که به این راحتی، با اینجور چیزها، هیچ طوری التیام نمی یابد  اگر آقای عارف با خانومش با مانتوی براق آنطورعکس بگیرند و در وسط راه انصراف دهند، اگر آقای روحانی حرف از احسایی و هنر و آزادی و مبارزه با سانسور و امنیت اجتماعی بزند، اگر غرضی غرض ورزی کند و محسن رضائی هشدار دهد که آه چه بر سر اسکناس هزار تومانی آماده و فقر پیرامون تمام دین مردم و دین داری را فرا گرفته و اگر حداد عادل با خاطری جمع انصراف دهد و اگر ولایتی، جلیلی را قبول نداشته باشد و قالیباف از سر مسروری از حمایت سپاه بر خود ببالد واز چماق کشی بگوید، باز هم ما همان زخم خوردگان مردم سال ۸۸ هستیم که هنوز التیام نیافته ایم. هنوز درد می‌کند زخم آنچه بر ما رفت. برای من و نسل من آزادی و دمکراسی یک بار مرد و جان داد در خیابانهای تهران و آقای بالاسر بود که گفت من یک رأی دارم و آن همین است که می گویم و نظرم به نظر آن رأی نزدیک تر است. آنکه نظر نزدیکتر بود، همانی است که امروز روز خاموش است. چرا که بعد از ۸ سال‌ های های و دار دار، فهمید که حال، نظر به نظر دیگری نزدیکتر است و اوست که تمام این ۸ سال بازی‌ خورد و خشم مردم را بر انگیخت و اینک هیچ ندارد در دست، جز حکم رفتن و چه کسی‌ پیروز شد در این میان؟ همگان فرسودیم چون هیچکس خرسند نگشت بازی‌ دهندگان باز هم بازی دیگری ترتیب دادند و اما ما زخمیان را چه حالی‌ دیگر برای این بازی ها. خود ساختید و خود انتخاب کرده‌اید و خود نصب خواهید کرد. ما را دیگر بازی‌ مدهید که همگان و شما نیز میدانید که در آن کشور اشغال شده رأی و نظر تنها در سیطره یک نفر است و بس و برای ما تنها حاصل این زخمهای عمیق و درد نشی‌ از آنهاست که می ماند ما که می دانیم خود انتخاب کرده را به رای چه نیاز ان هم رای های ما که از اولین حقوق اولیه خود نیز بی خبر و بی بهره ایم

Posted in Uncategorized | Leave a comment

That occupied country

There is no more expectation from that occupied country that her election would be like this, and her negotiation on not making or making nuclear weapon would be such as this and her people live in more suffer. There is no expectation that the right of a creature in the name of human, would be considered in that theocrate society. As a cause of this, in that society human is the most unimportant thing that the insiders and guys who devoted themselves in no one (supreme leader of Iran) where considered instead. In Iran there is no talk about being Arian. We had broken for thousands of times, thousands of times we diminished and many times we disillusioned. In that land now the Kave’s banner changed into zahak’s dagger and snakes are in zahak’s shoulders again. The snakes who still want the blood and mind of youth people but the sun of eastern land would rise again in the land of sun and field of lions and the country would be back to the its people. Again we can see a day that we are kind toward each other and people of Iran would smile again. Their tables full of food and their hands would be powerful. All its people they would be free to say they words and say whatever they should and wear and eat whatever they like and they would dance at that moment and that land wouldn’t have horrific days anymore. The people who sell their religion and who just wants death wouldn’t get this land again. The blood of Sohrab, Neda and Sattar and the other heavenly people wouldn’t violate again. That day would come and its close to see the years of suffer would be ended and devils would leave  that ancient land. That day will come, that hope would place on everywhere of that old land and memories of its honourable people’s suffer would written as the mystery in her children’s book

Posted in Uncategorized | Leave a comment

سوریه یک فاجعه انسانی عمیق

سوریه، یک فاجعه بزرگ انسانی‌، به راستی‌ چرا باید اینگونه می شد؟ چرا باید که این کشور دچار بحرانی به این بزرگی‌ می‌گشت؟ گویی که این کشور دارد تقاص سال‌های آرامشش را پس می دهد گویی که بجای تمام آن سال‌های آرامش دارد یک جا اینهمه کشته می دهد هیچ کس فکر نمی کرد اگر بهار عربی‌ به سوریه بوزد نسیمش تبدیل به گردبادی سهمگین‌ میگردد که این چنین همه چیز را نابود می سازد و حمامی‌ از خون بر جای می گذارد. بعد از شروع این بحران و با شدت گرفتن آن، اینگونه بنظر رسید که بشار اسد هیچگاه قصد کناره گیری و واگذاری ندارد به خاطر کمکهای بی‌ پایانی که از سوی ایران و روسیه دریافت می‌دارد از قبیل سلاح و همه گونه مواد غذایی و این هفته سیستم دفاع مشکی اس۳۰۰ روسی. سیستمی پیشرفته که حتی می تواند هوا پیماها را در فرودگاه بن گوریون اسرائیل حدف قرار دهد. سوریه که جایگاه گره خوردن منافع ایران، روسیه، چین از یک سؤ و غرب از سوی دیگر است به طرز عجیبی‌ دچار بحران شده. بحرانی که هیچ کس تصور عمق آن را نمی کرد فجایع انسانی‌ در این کشور هر روز عمیق تر می گردد تا بهجایی که با توجه به هشدارهای پیاپی نهاد‌های حقوق بشری در مورد حفظ جان کودکان و اشخاص غیر نظامی شاهد آن هستیم که شخصی‌ از  سران  شاخه ای از مخالفان، قلب سرباز سوری را در دست گرفته و گاز می زند و این یک نمونه از بسیاریست که به تصویر کشیده شده. تصویر کودکی که سربریده شده تصویری اسفناک است از شدت شقاوت در این کشور و از سوی گروههای مبارز می باشد. بشار اسد نشان داد که با کمکهای دریافتی به ماشینی برای کشتار تحت لوای جنگ با تروریست تبدیل شده که رحم نمی شناسد و مخالفان از سویی دیگر انسانیت و شفقت را فراموش کرده اند این کارزار تبدیل به جنگی فراگیر گشت اما یک لحظه می‌خواهم کودکی را تصور کنیم که مردی از هر گروه مخالف یا سرکوب گر یا ارتشی به سمتش می‌آید و او را بی‌سر می‌سازد. چرا باید رویاهای شیرین این کودکان اینگونه به کابوسی خونین تبدیل شود مگر چه گناهی مرتکب شده‌اند حال که در ایران کارزار انتخاباتیست که عده‌ای هنوز خیال می کنند روحانی می‌آید و خاتمی دوم می شود و هشت سال با عزت دیگری پدید میاورد و یا قالیباف که شهرداری را خوب اداره کرده می‌آید و ایرانی‌ نو را مدیریت می‌کند، ‌ای کاش کسانی‌ هم واقعا به فکر این کودکان می‌بودند. به راستی‌ چه کسی‌ مسئول است؟ روسیه ؟ ایران ؟ غرب؟ رژیم بشار؟ مخالفان معتصب؟ ارتش آزادی بخش ؟ آنچه که امروز در سوریه دیده می شود تصویری نیست که ما باید در  قرن ۲۱امّ ببینیم  این فآجعه تصویریست از قرن‌ها جهالت موجود و باقیمانده در جهان امروز. بیایم امروز صدای خاموش این کودکان در جهان باشیم و از ایشان حمایت کنیم فارغ از هر جناح و هر مرز بندی و دسته بندی سیاسی.

Posted in Uncategorized | Leave a comment